"یارانه" های ویژه رمضان!

(چند "اخوانیه" در حال و هوای این روزها با چاشنی طنز)

 سلام

دیشب حدود ساعت ۱۲:۳۰ دو بیت زیر را مرتکب شدم که برای برخی از دوستان شاعر فرستادم ،برخی از آنها هم پاسخ هایی دادند که خواندنشان خالی از لطف نیست:

 آن دو بیت:

با مچ مچ بوسه هات کن بیدارم

از گندم گونه هات ده افطارم

اینگونه اگر کنی،تمام عمرم

هر روز به جز روزه نباشد کارم! 

 

 اما دوستانی که از آن ساعت تا صبح پاسخ دادند:

روح الله محمدی:

با بوسه ی من جلا بده زنگارت

پیچک بکن اطراف در و دیوارت

این مچ مچ بوسه ها واین ما وشما

این گونه ی گندم من و افطارت!

 

دکتر واعظی:

من پیرم و بوسه ام ملچ است و ملوچ

کشتم به کویر خار وخس باشد وپوچ

افطار رطب مستحب و شیرین است

دزدانه بزن به نخل هندو وبلوچ!

 

مهدی ذبیحی حصار

هرچند که شیر با شکر دلچسب است

شعر تو رفیق بیشتر دلچسب است

اما لب و افطار چه کیفی دارد

مچ مچ مچ بوسه در سحر دلچسب است

 

هوشنگ محمدی:

از مچ مچ بوسه ام چو بیدار شوی

از هر چه که بو سه است بیزار شوی

گر بوسه زنی بر استخوان رخ من

بیزار از این روزه و افطار شوی!

 

مهندس پروین:

با این سحری و این چنین افطاری

حق داری اگر که روزه عمری داری!

اما تو بگو که با چنین اوضاعی

کی وقت برای غسل خود بگذاری؟!

 

دکتر علی رضا خسروی:

هشدار که کار دست تو خواهد داد

گرمای هوای نیمه های مرداد

این روزه به درد عمه ات خواهد خورد!

چون غسل به گردن تو خواهد افتاد!

 

ابراهیم شمشیریان:

آنان که پر از شور وشر و اقبالند

همواره به دنبال مه شوال اند

قربان مرام و خصلت "مودی" ها

خواننده و شاعران حس و حال اند!

 

دکتر ابوالفضل رنجبر راد:

در هر سحری چو می کنم بیدارت

صد بوسه زنم زمهر بر رخسارت

افطار من از آن همه شهد است و رطب

سیراب شوم زلعل شکر بارت

 

م.

حلال تمام مشکلاتم بوسه است

تاریخ تولد و  وفاتم بوسه است

سمبوسه ی لبهای تو داغ و تند است

با خوردن آن آب حیاتم بوسه است